تبلیغات
پرستاری - هیاهوی عید
Related image
امسال اولین عیدی هست که در نقش پرستار عید را می گذرانم . بزارید دل نوشته ام را با یک تعریف شروع کنم . 
تعریف شغل حرفهای :شغلی که مردم و جامعه انتظار دارند که فرد شاغل اسایش ، سلامت و امنیت مردم و جامعه را بر اسایش ، سلامت و امنیت خود ترجیح دهد .
این تعریف رو چند وقت پیش توی جزوه اخلاق حرفه ای خوندم ولی برام زیاد قابل لمس نبود . ولی این روز ها برایم قابل لمس شده است.
چند وقتی هست که در بین همکاران هیاهوی عید پیچیده است . و این هیاهو رو جمله روی وایت بورد بخش چند برابر کرده است :«همکاران محترم لطفا درخواست برنامه فروردین را تا 8 اسفند اعلام نمایید» . هیاهو در بین همکاران پیچیده اکثر جمع های موجود در بخش بحث و تبادل در این رابطه هست و هر کس از زاویه خودش از عید و تعطیلات عید تعریفی رو بیان می کنه . یکی از دوبله سوبله حساب شدن ساعت کاری در این ایام صحبت می کنه . یکی از رفتن به مهمونی و دید بازدید سخن میگه ،یکی از رفتن به مسافرت  و....
دیروز وقتی داشتم  دفتر در خواست برنامه رو نگاه می کردم در خواست ها خیلی برام جالب بود . جمله مشترک اکثر بچه ها این بود «29 اسفند،1 فروردین ،12فروردین ،13فروردین off»
هر سال من در نقش یک کاسب که شغل حرفه ای محسوب نمیشه (این جمله رو تو جزوه اخلاق حرفه  خوندم)عیدتعریف دیگه داشت .برنامه عید بدو بدو بود تا نیم ساعت قبل تحویل سال و بعدش هر چه دل تنگت می خواهد انجام بده . طوری که یک سال ما روز یکم عید ساعت یک شب وقتی توی رخت خواب هامون داشتیم همینجوری از اینور اونور صحبت می کردیم یهویی تصمیم گرفتیم بریم مسافرت ایران گردی و پتو رو کنار زدیم و وسایل های لازم رو یکی در میان بَرَف کردیم  و بریم که بریم عصر روز بعدش ما تو اتوبان بابایی تهران داشتیم اهنگ تهران سلام رو گوش می دادیم .
ولی امسال فرق دارد امسال شاغل در شغل حرفه ای هستم . ایام عیدی که باید براش از 8 اسفند در خواست بدم و باید منتظر باشیم تا ببینیم در سر نوشت این ایام بخت برگشته و نسبتا فرخنده که با  سر قلم مبارک سر پرستار گرامی رقم می خورد چه خواهد شد و سنگینی این رو وقتی حس کردم که یکی از همکاران خوش ریخت که داشتیم در مورد نوبتی بودن در ایام عید در اکثر مشاغل حرفه ای صحبت می کردیم که فرمودند اینجا همکاران تازه کار زحمت شو می کشند!! نمی دونم شاید اگر من هم یک روزی در سابقه اون برسم نظرم رو اینطور بیان کنم .
من وقتی که داشتم پا در این عرصه می گذاشتم همه اخلا قیات حر فه ای لازم رو به خودم قبولاندم و امید وارم که خدا کمک کنه که بتوانم مشقات موجود را بهبود و تغلیظ نمایم . الهی امین 
الحمدالله
7 اسفند 96
ساعت 4.5 صبح 
شیفت شب







طبقه بندی: دل نوشته پرستاری، خاطرات پرستاری، احمدانه،
برچسب ها: خاطرات، خاطرات پرستاری، عید، شغل حرفه ای،

تاریخ : سه شنبه 8 اسفند 1396 | 04:09 ق.ظ | نویسنده : احمد طاعتی | نظرات