تبلیغات
پرستاری - مشقات پرستاری (برداشت از زاویه دوم )
Image result for ‫گل‬‎

اینجا شیفت شب . شیفت شبی که سختی کار بر من تاثیری ندارد . امشب همسرم با من هم شیفت است (همسرم به عنوان همراهی بیمار در بیمارستان حضور دارد ) .
گاهی همسرم به من سر میزند و خسته نباشیدی جان نثار کرده و خستگی را از تن به در می کند و گاهی من به او سر زده و خسته نباشیدی جان نثار کرده و خستگی اش را از تن به در کرده . 
 ساعت  امشب خیلی تند تند قدم بر می دارد و زمان به راحتی در گذر است انگار نه انگار که شیفت شب است و شیفت به صبح و عصر می ماند . شام را یکی برای دوتا  صرف کردیم . و گه گاهی چای را در کنار هم صرف کردیم....
همسرم همیشه در کنجکاو بود که ما شیفت شب هارو چطور می گذرانیم . او امشب دارد به صورت حضوری مستند مشقات پرستاری را لمس و تماشا می کند و در بخشی که حضور دارد همش در حال توجیه کردن همراهی بیماران و بیماران نسبت به پرستاران و سختی کار پرستاری هست .
چند لحظه پیش شنیدم که داشت به همراهی بیمار که همش داشت از بی توجهی پرستاران شکایت میکرد اینگونه توجیه می کرد : مادر جان ببین فقط تو اینجا نیستی که مریض های بد حال تر شما هم اینجا حضور دارند اون بنده خدا ها اگر نشستن پشت صندلی و کار شما رو انجام ندادند بعد اعتراض کن . اون بنده خدا ها که تمام شب در حال بدو بدو هستن دیگه جای اعتراض نداریم و تازه شما هم که حالتون بهتره و سرم و دارو هاتون هم در جریانه ...
 برایم این توجیه جالب بود توجیهی که اگر وقت داشته باشیم  باید برای بعضی از همراهیان و مریض های هیستریک گفته بشه . البته نا گفته نمونه که به هیچ عنوان سهل انگاری در کار ما قابل قبول نیست...
اینجا شیفت شب است و شیفت شبی که سختی اش بر من اثر ندارد.... و پرستاری همچنان ادامه دارد ......
 



طبقه بندی: دل نوشته پرستاری، خاطرات پرستاری، احمدانه،
برچسب ها: خاطره، خاطرات پرستاری، احمدانه،

تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1396 | 05:45 ب.ظ | نویسنده : احمد طاعتی | نظرات